حضرت زهرا (س)
آینه یادها
آن گاه كه در روز قيامت برانگيخته شوم ، گناهكاران امّت پيامبر اسلام را شفاعت خواهم كرد .
درباره مرکز

امروزه یکی از مهمترین مسائلی که در همه جوامع و به طبع آن جامعه ما احساس می شود ؛ نیاز شدید به پرداختن هرچه بیشتر به مسئله فرهنگ ، تربیت و زندگی انسانهاست. با توجه به این امر، هر کشوری سعی می کند متناسب با ضوابط و نیازهای خود؛ فرهنگی خاص را در جامعه ی هدفش رواج دهد. لذا مشاهده می کنیم در قرن 21 هزاران هزار مکتب نوظهور که هرکدام مردم را به رهی می خوانند، مانند قارچ سبز شده و عده ای را بدنبال خود راه می اندازند و سرانجام نیز چیزی جز پشیمانی و تباهی عمر انسان ها به ارمغان نمی آورند. بر ماست که فرهنگ ناب محمدی و بدنبال آن فرهنگ غنی تشیّع را در ایران اسلامی رواج دهیم که می تواند دنیا و آخرت افراد را بطور حتم بیمه کند و برای شروع این فرهنگسازی چه فضایی مناسب تر از قلب پاک و آماده ی نوجوانان را می توان یافت؟؟؟

مرکز آموزش و پژوهش فاطمیه تهران - کانون مشکات با هدف فرهنگسازی اسلامی و تربیت نوجوانان و جوانان این مرز و بوم ؛ تلاش می نماید.

افتتاح: آذر ماه 1391 هجری شمسی ، محرم الحرام سال 1434 هجری قمری ، نوامبر سال 2012 میلادی

سخن ماه

سخن رئیس هیئت مدیره

حاج جعفر قربانی

بسم الله الرحمن الرحیم

"شوال ماه نو شدن"

پیامبر گرامی اسلام اسلام فرمودند: شوال یعنی ماهی که گناه مؤمنان در آن از بین رفته است و گناهی نمانده مگر این که خداوند آن را آمرزیده است.شوّال، اوّلین ماه از ماه های حج و جمع آن «شوّالات» و «شواویل» است و «شوّال» یعنی ماهی که اعمال عبادی آن اندک است.رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند : سُمِّی شَوَّالاً لأِنَّ فِیهِ شَالَت ذُنُوبُ المُؤمِنِینَ أی اِرتَفَعَت ؛ شوّال را از این جهت شوّال نامیدند که در آن ماه، گناهان مؤمنان مرتفع و برداشته می شود. بدان که وقت ظهور آثار اعمال ماه رمضان و اعطای پاداش آن، روز عید فطر است .امام سجّاد علیه السّلام به اولاد خود می فرمود : لَیلَهُ القَدرِ لَیسَ دَونَ لَیلَهَ القَدر ؛ شب (عید) فطر کمتر از شب قدر نیست .با گذشت سی روز از ماه مبارک رمضان فردا 16 تیر روز اول شوال و عید فطر میباشد.عید فطر؛ عید پایان یافتن رمضان نیست. عید برآمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است. چونان ققنوس که از خاکستر خویش دوباره متولد میشود.اگر در عید فطر درنیابیم که از نو متولد شده ایم؛ اگر تازگی را در روح خود احساس نکنیم؛ عید فطر، عید ما نیست .یکی از نکات مهم در شب عید فطر، احیای شب عید فطر است، به طوری که امام علی (ع) به هیچ وجه شب عید سعید فطر را نمی خوابیدند و می‌فرمودند اهمیت شب عید فطر همانند شب قدر است، همچنین پیامبر فرمودند: «کسی که شب عید فطر را احیا بگیرد، قلبش نمی میرد و همیشه سرزنده و شاداب است.سه شب در طول سال وجود دارد که زیارت امام حسین (ع) در این سه شب سفارش شده است، از جمله شب عید قربان، شب نیمه شعبان و شب عید فطر که خداوند گناهان فرد را می‌آمرزد.ماه مبارک رمضان ماه بهار قرآن است، اما برخی از افراد، ماه شوال را ماه خزان قرآن قرار می‌دهند. ماه شوال را ماه خزان قرآن قرار ندهید معنویت ماه مبارک رمضان باید بعد از این ماه نیز استمرار داشته باشد، افرادی که می‌توانند در ماه مبارک رمضان از حلال پرهیز کنند، می‌توانند از حرام نیز پرهیز کنند.امام علی (ع) در خطبه روز عید فطر به مردم توصیه می‌کند که به واجبات خود اهمیت دهند، متأسفانه امروز برخی افراد واجبات را فدای مستحبات می‌کنند، برخی به زیارت و رفتن به هیئات مذهبی اهمیت می‌دهند اما به نماز، وجوهات و روزه اهمیت نمی دهند

شهادت امام صادق (عليه السلام )، حضرت حمزه (عليه السلام )، وفات اباصلت هروى و حضرت عبد العظيم (عليه السلام ) روزهاى غم در اين ماه اند؛ كه ويرانى قبور ائمه بقيع (عليهم السلام ) نيز بر اين مصيبتها افزوده است.التماس دعا

RSS feed

22 آوریل 2016 || نویسنده: رضا ترکی

چگونه ایشان که درد زخم را در نماز احساس نمی کردند متوجه حضور مسکین شده و انگشتر به او دادند؟

انگشتردادن حضرت علي عليه السلام به فقير از امور مسلم و متواتر در تاريخ است كه قرآن هم بر آن تاكيد دارد (1)، در حالي كه داستان بيرون كشيدن تير ازپاي حضرت ظاهرا در منابع معتبر نقل نشده و بيش تر داستاني مشهور محسوب مي شود ، نه يك روايت داراي سند محكم . در كتاب هاي نقل شده هم سندي براي آن ذكر نشده است (2) .
در هر صورت ، بر فرض صحت سند اين نقل و درستي روايتي که مي‌گويد در هنگام نماز تير را از پاي حضرت در آوردند و متوجه نشد، بايد گفت : اين حادثه و اعطاي انگشتر در نماز به فقير هيچ منافاتي با هم ندارند. در هر دو حضور قلب وجود داشته و هر دو عمل عبادت خالصانه محسوب مي گردد ، زيرا :

اوّلاً : شنيدن صداي درخواست كننده و کمک به او، پرداختن به امور غير خدايي نيست. آنچه در نماز مطلوب نيست ،سرگرمي به امور غير خدايي است. از آن جا كه قلب پاک امام علي عليه السلام در برابر اظهار نياز درخواست كنندگان حساس بود ، كم ترين نكته اي دراين خصوص براي ايشان جلب توجه مي نمود .
در واقع حضرت علي عليه السلام با اين کار عبادتي را با عبادت ديگر در آميخت . در حال نماز زکات داد و به فقير انفاق نمود. هر دو کار براي خدا و در راه نزديكي به او بود. اين عمل را قرآن به بهترين وجهي تأييد کرده و ستوده است ؛ اگر اين عمل نشانه غفلت و دوري از ياد خدا بود، قرآن آن را به عنوان يک کار با ارزش تلقي نمي کرد.
دوم : حالات پيامبران، امامان و اولياي خداوند در همه حال و در حال نماز هميشه به يک شكل و يک منوال نيست. گاهي حال متوسطي دارند و با حفظ حضور قلب، به عالم کثرت و مظاهر مادي هم توجّه دارند و از آن ها غافل نيستند . اگر مسئله اي پيش آيد، در صورت لزوم واکنش نشان مي دهند . اعطاي انگشتر به فقير و مستمند توسّط امام علي(ع) در هنگام نماز يکي از نمونه هاي بارز همين حالت است.
نظير اين حالت را از پيامبر گرامي اسلام(ص) و ديگر امامان اهل بيت(ع) هم نقل کرده اند:
شيخ صدوق در علل الشرايع و علامه مجلسي در بحارالأانوار مي نويسند:
در يکي از روزها که پيامبر به نماز اشتغال داشت و اصحاب هم به وي اقتدا کرده بودند، در هنگام نماز، کودکي شروع به گريستن نمود، حضرت نمازش را به سرعت به پايان رسانيد، بعد از نماز علت اين کار را از حضرت جويا شدند، فرمود: «أو ما سمعتم صراخ الصبي؛(3) آيا فرياد بچه را نشنيديد؟!» يعني: نماز را به سرعت به پايان رساندم تا اين که مادر کودک هر چه زودتر به دادش برسد و او را ساکت نمايد.
گاهي هم غرق در عالم ملکوت مي شوند و به جز ذات پاک کبريايي، چيزي نمي بينند و به آن چه در اطراف شان رخ مي دهد، هيچ توجهي ندارند؛ حتي از بدن خود غافل مي شوند. انگار که دستگاه حواس ظاهري آنان در هنگام جذبه عشق و عرفان رباني، از فعاليت خويش باز مي ماند و آن چه را مربوط به بدن شان مي شود، احساس نمي کنند.
شبيه اين، جريان حضرت يعقوب پيامبر است. فرزندش حضرت يوسف(ع) به جفاي برادران در چاه کنعان افتاد، حضرت يعقوب(ع) متوجّة اين امر نشد. بعد از گذشت سال هاي متمادي، حضرت يوسف عزيز مصر شد، برادران نزد يوسف رفتند، و از مصر پيراهن فرزند گمشده يعقوب، يوسف را با خود آوردند، قرآن مي گويد: «فلمّا فصلت العير قال أبوهم اني لأجدُ ريح يوسف؛(4) هنگامي که کاروان فرزندان يعقوب از مصر حرکت کرد، يعقوب که در کنعان بود گفت: من بوي يوسف را استشمام مي کنم».
سعدي شاعر نامدار، اين دو حادثه را با هم مقايسه مي‌کند و مي‌پرسد که چگونه شد. حضرت يعقوب در هنگامي که فرزندش يوسف را در نزديک محل زندگيش در کنعان به درون چاه انداختند، متوجّه نشد، امّا پيراهن يوسف را از مصر استشمام نمود؟!
يکي پرسيد از آن گم گشته فرزند که اي روشن روان پير خردمند
زمصـرش بوي پيـراهن شنيــدي چرا در چاه کنعــانش نديدي؟
سپس خود پاسخ را چنين مي‌دهد:

بگفتا حال ما برق جهان است گهي پيدا و ديگر گه نهان است
گهـــي بر طارم اعلي نشينم گهـــي بر پشت بام خود نبينم(5)

پس حالات روحي و معنوي انبيا و اوليا هم مختلف و متفاوت بوده است. چه بسا حالات حضرت علي در نماز هاي واجب و در خلوت هاي شان با وقتي كه در مسجد و در جمع مردم نماز مستحبي مي خواندند، متفاوت باشد .

 

پي نوشت ها:
1. مائده (5) آيه 55.
2. فيض كاشاني محجه البيضاء، ج 1، ص 397 و 398.
3. مجلسي، بحارالانوار، ج 88، ص 93؛ شيخ صدوق، علل الشرايع، ج 2، ص 40.
4. يوسف (12) آيه 98.
5. کليات سعدي، ص 53.

 

صفحه‌ها