آمار بازدید
  • بازدید کل:1,643,769
    • امروز:880
    • این هفته:20,972
  • آی پی:3.234.214.179

پست ها ()

10 اوت 2016 || نویسنده: رضا ترکی

 تولید کالای فرهنگی مناسب با هویت ایرانی- اسلامی، یکی از دغدغه‌های همیشگی رهبرانقلاب بوده است که در دو سال اخیر بر حجم آن نیز افزوده شده است. برای مثال، ایشان در دیدار سال گذشته‌ی خود با رئیس‌جمهور و اعضای هیأت دولت، دو کار اصلی در حوزه‌ی فرهنگ را چنین برشمردند: «دو کار اساسی و اصلی است که باید انجام بگیرد؛ یکی تولیدات فرهنگی سالم در زمینه‌های مختلف، و یکی جلوگیری از تولیدهای مضر و به‌اصطلاح متاع و کالای مضرّ فرهنگی؛ به نظر من این جزو کارهای اساسی است.» خرداد ماه امسال نیز، بار دیگر بر این موضوع تأکید کرده و فرمودند: «اهمیت کالای فرهنگی از کالای مصرفی جسمانی کمتر نیست، بیشتر است... وظیفه‌ی ما تولید کالای فرهنگی مفید و جلوگیری از کالای فرهنگیِ مضر است.» در این‌باره با مهندس محسن چینی‌فروشان به گفت‌وگو نشستیم. او که رئیس سابق کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است، از دغدغه‌های رهبرانقلاب برای تولید کالای فرهنگی و تجربیاتش در این زمینه، حرف‌های جالبی برای شنیدن داشت.

 * رهبر انقلاب در حوزه‌ی ادبیات کودک و نوجوان چه دغدغه‌های مهمی دارند و آن را مطرح می‌کنند؟

برخی از نویسندگان ادبیات کودک و نوجوان و همین‌طور روان‌شناسان معتقدند که در این حوزه، نقل مطلب نباید روی پیام قرار گیرد، بلکه عمده‌ی تلاش می‌بایست در رابطه با قالب و هنرمندانه بودن اثر صرف شود. البته این موضوع در تضاد با هدفدار بودن داستان‌ها نیست. رهبر انقلاب نیز بر این باورند که باید آثار این حوزه «هدفدار» باشد و از این دریچه برای رشد و تعمیق فهم کودکان استفاده کنیم. تأکید معظم‌له در این زمینه تا جایی است که در یکی از دیدارها اشاره کردند وارد حوزه‌ی آموزش فلسفه برای کودکان و نوجوانان هم بشویم و توصیه کردند که کانون پرورش فکری در این زمینه تولیداتی داشته باشند. همه می‌دانند که این کار، کار بسیار سختی است؛ چراکه اغلب کسانی که با فلسفه سروکار دارند، کمتر با حوزه‌ی کودک آشنا هستند. کانون پرورش فکری برای این موضوع، حلقه‌ای تشکیل داد و چند کتاب هم به چاپ رساند که «آموزش گام‌به‌گام فلسفه» از جمله‌ی آن کتاب‌ها بود.

از دیگر مسائلی که مدنظر ایشان قرار دارد، تولید آثاری با محتوای مذهبی و انقلاب اسلامی است. متأسفانه در تولید کارهای مذهبی مربوط به کودکان، مشکلی وجود داشت و آن‌هم این بود که به مسائلی چون نقاشی، صفحه‌آرایی، طرح جلد و... توجه چندانی نمی‌شد و اغلب به‌عنوان کاری ساده به آن نگاه می‌کردند. حدود سال ۱۳۷۵ بود که در کانون پرورش فکری کودکان، چند کارگروه برای سامان‌دهی به این کتب تشکیل دادیم و نامه‌ای هم برای رهبر انقلاب ارسال کردیم که ایشان ضمن استقبال از این موضوع، توصیه کردند کانون روی کتاب‌هایی با محتوای مذهبی و انقلاب اسلامی سرمایه‌گذاری کند. نتیجه‌ی آن نیز تولید چندین کتاب مناسب با حال‌وهوای کودکان بود. همه‌ی این موارد نشان از اهمیت و حساسیت ادبیات کودک در نگاه ایشان دارد که نکته‌ی‌ قابل توجهی است.

در جلسه‌ای خصوصی با معظم‌له، صحبت از قصه‌گویی برای کودکان شد. نظر ایشان را درباره‌ی قصه‌گویی پرسیدم. رهبر انقلاب در آن جلسه چند نکته‌ی قابل توجه را طرح کردند. اول گفتند که در دوران کودکی با قصه بزرگ شده‌اند و در آن زمان، مادر و مادربزرگشان قصه‌های قرآنی را هر شب برایشان نقل می‌کردند و بعدها که بزرگ شدند، فهمیدند که آن قصه‌ها، قصه‌های قرآن است. همچنین تأکید داشتند که قصه‌گویی باید معنادار باشد

یکی دیگر از کارهایی که در کانون پرورش فکری به‌دنبال آن بودیم، رواج قصه‌گویی برای کودکان بود؛ چراکه این موضوع از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. بخش مهمی از ادبیات ما نیز ادبیات شفاهی است. اساساً ادبیات در کشورهای شرقی و اسلامی، عمدتاً ریشه در ادبیات شفاهی دارد. حتی برای بزرگ‌سالان نیز در قالب شاهنامه‌خوانی و سیاوش‌خوانی، این موضوع صدق می‌کند. به همین منظور، چند دوره قصه‌گویی در کانون راه انداختیم و حتی چند قصه‌گو از کشورهای خارجی دعوت کردیم و به‌طور هم‌زمان محافل قصه‌گویی در دفاتر کانون برگزار شد. یادم می‌آید که در جلسه‌ای خصوصی با معظم‌له، صحبت از قصه‌گویی برای کودکان شد. نظر ایشان را درباره‌ی قصه‌گویی پرسیدم. رهبر انقلاب در آن جلسه چند نکته‌ی قابل توجه را طرح کردند. اول گفتند که در دوران کودکی با قصه بزرگ شده‌اند و در آن زمان، مادر و مادربزرگشان قصه‌های قرآنی را هر شب برایشان نقل می‌کردند و بعدها که بزرگ شدند، فهمیدند که آن قصه‌ها، قصه‌های قرآن است. همچنین تأکید داشتند که قصه‌گویی باید معنادار باشد و در کنار قصه، مباحثی چون مهارت‌های زندگی و نکات اخلاقی مطرح شود و این‌گونه نباشد که هدف از قصه‌گویی صرفاً سرگرمی باشد.



بحث دیگری که در آن جلسه مطرح شد، موضوع افسانه‌ها بود. نکته‌ی قابل توجه در رابطه با افسانه‌ها نیز این بود که در گونه‌ی افسانه، عنصر تخیل بیش‌ازپیش به کار گرفته می‌شود و تا حد زیادی می‌تواند شنوده را از واقعیت دور سازد. حضرت آقا در آن جلسه فرمودند که ما نمی‌خواهیم افسانه را از ادبیات حذف کنیم، بلکه باید ببینیم چه افسانه‌ای برای چه گروه سنی مناسب است. در نتیجه‌ی آن مباحث، کتابی با موضوع فن‌های قصه‌گویی تدوین شد که این کتاب به‌خصوص برای معلمان کارآمد بوده است.

* آیا کتاب‌های منتشرشده پس از توصیه‌های ایشان (مانند آموزش فلسفه و...) پس از چاپ به محضر ایشان رسید؟ نظر مقام معظم رهبری در این رابطه چه بود؟

ما آن کتاب‌ها را برای ایشان به‌صورت منظم ارسال می‌کردیم و ایشان اگرچه در رابطه با یک اثر مشخص نظری ندادند، اما به‌صورت شفاهی از ایشان و اعضای دفترشان شنیدم که از سیر کلی آثار کانون رضایت دارند. البته با توجه به نگاه عمیقی که ایشان در امور فرهنگی دارند، همواره تأکید می‌کردند که این کارهای گام‌های اولیه را تشکیل می‌دهند و باید خیلی جلوتر رفت و هنوز هم کارهای ناکرده‌ی فراوانی در این عرصه وجود دارد.

* آیا ایشان بر کتاب یا نویسنده‌ی خاصی هم تأکید داشته‌اند؟

در آن زمان به‌طور موردی پیش نیامده بود که از کتاب یا نویسنده‌ی خاصی تعریف کنند، اما شورای انتشاراتی متشکل از بنده، آقایان سید مهدی شجاعی، مهدی ارگانی و حمید گروگان بود و حضرت آقا نیز از حضور تمامی این افراد خوشحال بودند و تأکید کردند این افراد بمانند. همین شورا بود که تصمیم نشر یا عدم نشر آثار را برعهده داشت و بار اصلی این موضوع بر دوش این افراد بود.

* یکی از کارهای مهمی که در زمان مدیریت شما در کانون پرورش فکری انجام شد، تولید عروسک‌های دارا و سارا بود. آیا در این رابطه نیز رهبر معظم انقلاب نظری داشتند؟

استنباط من از مجموع بیانات و رهنمودهای رهبر انقلاب این است که فعالیت‌های فرهنگی می‌بایست به تولید کالای فرهنگی منتهی شود. ما هم پس از تولید عروسک‌های دارا و سارا خدمت ایشان رسیدیم. پیش از جلسه نیز عروسک‌ها را با لباس‌های مختلف اقوام ایرانی خدمت ایشان فرستاده بودیم تا در جریان امور باشند. ایشان پس از دیدن عروسک‌ها، بسیار خوشحال شدند و تعبیری به کار بردند که شاید کمتر از آن استفاده کرده‌اند. آقا در آن جلسه فرمودند: «تولید فرهنگی که می‌گویم یعنی این، اما این کافی نیست و باید به یک جریان فرهنگی تبدیل شود.» در واقع ایشان بر این باور بودند که در حوزه‌های مختلف فرهنگی (ادبیات، موسیقی، تئاتر و...) باید به تولید برسیم و از کپی‌برداری صرف خودداری کنیم.

شهید مطهری تعبیری دارند که اگر به فرد تشنه آب سالم نرسد، از آب آلوده استفاده می‌کند. در حوزه‌ی فرهنگی نیز همین‌طور است. رهبر معظم انقلاب هم در رابطه با فرهنگ فرموده‌اند که فرهنگ روح حاکم بر جامعه است. این موضوع نیز بر اهمیت تولید آثار فرهنگی اشاره دارد.

* در طول مدت خدمت خود در کانون پرورش فکری، مهم‌ترین تجربیاتی که به دست آوردید چه بود؟

اول باید این توضیح را بدهم که کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مجموعه‌ی فرهنگی منحصربه‌فردی است که زمینه‌های متعددی چون کتابخانه (با رویکرد ترویج کتاب‌خوانی و برگزاری جلسات کتاب‌خوانی)، آموزش سفالگری، تئاتر، نمایش، نویسندگی و... در آن وجود دارد و بسیاری از هنرمندان بچه‌مسلمان نیز از کانون برخاسته و رشد کرده‌اند. تولیدات فرهنگی کانون شامل کتاب، پویانمایی و فیلم می‌شود. ایجاد زیرساخت آموزش زبان نیز از دیگر خصوصیت‌های کانون است. همه‌ی این موارد منجر می‌شود که به کانون پرورش فکری به چشم یک سرمایه‌ی ملی نگاه شود و رهبر معظم انقلاب هم چنین نگاهی به کانون داشته‌اند.

در حساسیت ایشان نسبت‌به ادبیات و هنر کودک و نوجوان، همین بس که به کانون پرورش فکری توجه ویژه‌ای داشتند و حتی نیروهای کانون پیش از انقلاب اسلامی را هم می‌شناختند و احوالات آن‌ها را جویا می‌شدند. اطلاعات ایشان در رابطه با افراد حاضر در کانون تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی تا حدی بود که حتی افراد را به اسم می‌شناختند و مثلاً می‌پرسیدند که الآن فلانی کجاست. در برخی موارد هم که بعضی افراد به‌دنبال انحلال کانون بودند، ایشان مانع این کار می‌شدند. اینکه کانون پرورش فکری هنوز منحل نشده و یا با مجموعه‌ی دیگری ادغام نشده، حاصل حمایت‌های ایشان است.

* به‌عنوان سؤال آخر، اهمیت ادبیات کودک و به‌طور کلی تولید محصولات فرهنگی برای کودکان چیست؟

این آثار سازنده‌ی شخصیت کودکان ماست. شهید مطهری تعبیری دارند که اگر به فرد تشنه آب سالم نرسد، از آب آلوده استفاده می‌کند. در حوزه‌ی فرهنگی نیز همین‌طور است. رهبر معظم انقلاب هم در رابطه با فرهنگ فرموده‌اند که فرهنگ روح حاکم بر جامعه است. این موضوع نیز بر اهمیت تولید آثار فرهنگی اشاره دارد. جامعه جسمی دارد که نیازهای آن با کشاورزی و صنعت تأمین می‌شود و اما روح آن نیازهای دیگری دارد. تأمین نیازهای روحی جامعه با تولید آثار فرهنگی مناسب ممکن می‌شود. حال اگر این موضوع را به عرصه‌ی کودکان نیز تسری دهیم، درمی‌یابیم که اگر تولیدات سالم برای روح آن‌ها داشته باشیم، طبیعتاً دارای تربیت مناسبی می‌شوند و می‌توان به آینده‌ی کشور امیدوار بود.

25 ژولیه 2016 || نویسنده: رضا ترکی
مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از شعرا و مداحان خراسان

 

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌ (۱)

 خیلی‌ مایل بودم که از یکایک شعرائی‌ که در اینجا تشریف دارند شعر بشنوم و از یکایک نغمه‌سرایان مذهبی‌ و مدّاحان، نغمه‌هایشان را گوش کنم. متأسّفانه مثل همیشه آنچه میل دل ما است، در عمل اتّفاق نمی‌‌افتد ولی‌ همان مقداری‌ که شنفتیم، هم حقیقتاً بهره بردیم و استفاده کردیم، و هم بنده خوشحال شدم. واقعاً من خوشحال شدم از اینکه مشاهده کردم در مشهد همچنان -بلکه بهتر از گذشته- هم ذوقهای‌ فراوان و لطافتهای‌ شعری‌ و ریزه‌کاری‌‌های‌ زیبای‌ ادبی‌ در شعرها وجود دارد، و هم حنجره‌های‌ مخملین و مطلوب و شیرین الحمدلله در مشهد زیاد است؛ من خیلی‌ خوشحال شدم از این واقعیّتی‌ که انسان در مشهد ملاحظه میکند. خب، در گذشته هم کم‌وبیش همین‌جور بود. البتّه از لحاظ شعری، مشهد همیشه جلو بود از جاهای‌ دیگری‌ که ما می‌‌شناختیم -تا آن حدّی‌ که ما میدیدیم؛ در آن سالهای‌ دوران جوانی‌ِ ما، مشهد به‌طور مجموعی‌ و جمعی‌ جلوتر از خیلی‌ جاهای‌ دیگر بود- لکن از لحاظ مدّاحی‌ و خوش‌خوانی‌ و نغمه‌سرایی‌ دینی، نه؛ مشهد در این حدّی‌ که امروز انسان مشاهده میکند و میبیند، در زمان ما نبود. یک تعداد محدودی‌ بودند، شاید بشود گفت تعداد انگشت‌شماری‌ بودند که میتوانستند شعر خوب را با آهنگ خوب و صدای‌ خوش بخوانند. خب، بنابراین جای‌ شکر دارد و خدای‌ متعال را شاکریم بر این نعمت.

 آنچه من تأکید میکنم، همان‌طور که در شعرهای‌ شعرای‌ عزیزمان مشاهده کردیم و همچنین در برخی‌ از اشعار مدّاحان عزیز شنیدیم، [این است:] امروز دنیای‌ اسلام نیازمندی‌‌هایی‌ دارد. دنیای‌ اسلام امروز در یک مرحله‌ی‌ حسّاس تاریخی‌ دارد به سَر میبرد. اینهایی‌ که شما ملاحظه میکنید -آل‌سعود آن‌جوری، یمن آن‌جوری، عراق این‌جوری، سوریه آن‌جوری، مسائل مربوط به آمریکا، مسائل مربوط به رژیم صهیونیستی، کارهایی‌ که در منطقه میکنند، تصمیم‌هایی‌ که میگیرند، فشاری‌ که روی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ می‌‌آورند- یک مجموعه‌ی‌ کار است، یک هدفی‌ دارد دنبال میشود. در یک‌چنین شرایطی‌ که دنیای‌ اسلام درواقع از یک پیچ تاریخی‌ دارد عبور میکند، ما وظایفی‌ داریم، ما تکالیفی‌ داریم؛ هرکداممان به یک نحوی، نمیتوانیم غفلت کنیم از نیازهای‌ امروزِ دنیای‌ اسلام؛ در رأس این نیازها هم، نیازهای‌ جمهوری‌ اسلامی‌ است؛ چون جمهوری‌ اسلامی‌ میان‌دار این حادثه‌ی‌ عظیم است. بله، بازیگران بسیارند؛ کنندگان و کنشگران و فعّالان در دنیای‌ اسلام زیادند، از همه نوعش؛ امّا میان‌دار، جمهوری‌ اسلامی‌ است. مطمئنّاً اگر جمهوری‌ اسلامی‌ نبود، اگر امام بزرگوار نبود، اگر آن فریاد ملکوتی‌ متّکی‌ به سنّت‌های‌ الهی‌ در این کشور نبود، این حوادث در دنیای‌ اسلام نبود و استکبار بدون هیچ‌گونه مانعی‌ کار خودش را دنبال میکرد و هیچ احتیاجی‌ به این‌همه چالش هم نداشت، این همه مشکل هم برای‌ استکبار وجود نداشت. بنابراین جمهوری‌ اسلامی‌ امروز نیازمندی‌‌هایی‌ دارد که این نیازمندی‌‌ها را ماها باید تأمین کنیم.

 به اعتقاد بنده برترینِ این نیازمندی‌‌ها، نیازهای‌ تبیینی‌ و بصیرت‌افزایی‌ و تحکیم معارف انقلاب و اسلام [است]؛ اینها در رأس همه‌ی‌ این نیازها است. ما ابزارش را هم بحمدالله داریم. یکی‌ از ابزارهایی‌ که ما داریم و دیگران در دنیا معمولاً ندارند، همین مدّاحی‌ است، همین روضه‌خوانی‌ است، همین منبر است، همین مجالس مردمی‌ است؛ این در دنیا معمول نیست. در دنیا اینکه حالا یک نفر را یک جایی‌ دعوت کنند برود منبر، هزار نفر، دو هزار نفر، پنج هزار نفر، بدون دعوت، با شوق دل خودشان آنجا حاضر بشوند، بنشینند یک ساعت به حرف او گوش بدهند، چنین چیزی‌ در دنیا نیست؛ معمولاً با زحمت، با پروپاگاند، (۲) با جاذبه‌های‌ جنسی، با انواع‌واقسام جاذبه‌ها افراد را میکشانند به مجالس. اینکه حالا در اعلامیّه مینویسند که یک مدّاحی‌ -آقای‌ فلان‌کس- فلان‌جا میرود و مردم هجوم می‌‌آورند میروند می‌‌نشینند گوش میکنند، این را ما داریم، دیگران ندارند؛ این نعمت است، این را قدر بدانیم، از این فرصت استفاده کنیم. شعر هم همین‌جور است. بنابراین امروز، هم [در شعر] شعرای‌ عزیز ما -که خب امروز الحمدلله خیلی‌ خوب بود؛ شعرهایی‌ که دوستان گفته بودند، بخصوص بعضی‌ خیلی‌ خوب بود؛ درست منطبق با نیازها بود، منطبق با همان چیزی‌ بود که امروز جامعه‌ی‌ ما نیاز دارد که بداند، بفهمد؛ در جهت بصیرت‌افزایی‌ بود- هم در خواندن نغمه‌سرایان و مدّاحان عزیزی‌ که خواندند با صداهای‌ خوش، الحمدلله اینها تا حدود زیادی‌ تأمین میشود.

 لکن من میخواهم برای‌ همیشه توصیه کنم، یعنی‌ واقعاً به فکر باشید، وقتی‌‌که شما شعر میخوانید یا دم میدهید تا مثلاً در نوحه‌خوانی‌ سینه بزنند، چیزی‌ بگویید که آن‌کس که سینه میزند، بر معرفتش بیفزاید، یک چیز جدیدی‌ بفهمد. بله، میشود گریه گرفت و مثلاً فرض کنید که مصیبت‌خوانی‌ کرد بدون بصیرت، آن هم یک مرحله‌ای‌ است، بلاشک یک مرحله‌ای‌ از فضیلت است، امّا آن فضیلت برتر، آن هدف اعلی، آن غایت‌القُصوی‌‌(۳) از همه‌ی‌ این مقدّمات، این است که ما بصیرتهایمان افزایش پیدا کند؛ نسبت به ائمّه، نسبت به قرآن، نسبت به اسلام، نسبت به آینده‌ی‌ جامعه‌ی‌ جهانی؛ اینها هدفهای‌ اصلی‌ است، اینها باید ان‌شاءالله در شعرهای‌ ما هم بیاید، در خواندن‌ها و مدّاحی‌‌های‌ ما هم بیاید.

 به‌هرحال خیلی‌ متشکّریم از اینکه امروز اینجا تشریف آوردید. از برادرانی‌ که این جلسه را تدارک دیدند تشکّر میکنیم. حاج‌آقای‌ اکبرزاده(۴) چند سال است که -دو سه مرتبه- به من گفتند که این جلسه را بگذاریم، من هم نیّتش را داشتم منتها نشده و در سفرهای‌ مشهد نتوانستیم؛ یعنی‌ غالباً گرفتاریم؛ سفرهای‌ مشهد هم برای‌ ما سفر فراغت نیست به آن معنا، نشده بود، الحمدلله امسال و امروز اتّفاق افتاد و شد. از اینکه نتوانستیم شعر شعرای‌ عزیز دیگر را بشنویم و استفاده کنیم، از آنها عذرخواهی‌ میکنم؛ [البتّه] اگر من باید عذرخواهی‌ کنم، اگر آقای‌ واعظی‌(۵) باید عذرخواهی‌ کند، ایشان عذرخواهی‌ کند!(۶)

 به‌هرحال امیدواریم ان‌شاءالله که همه‌تان موفّق باشید، مؤیّد باشید، خدای‌ متعال هم فرصتی‌ به ما بدهد و عمری‌ بدهد که بتوانیم باز هم از شماها بشنویم.

والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته‌
 

۱) در ابتدای‌ این دیدار شماری‌ از مدّاحان و شعرا به مدیحه‌سرایی‌ و قرائت اشعار پرداختند.
۲) تبلیغات
۳) حدّنهایی، کمال مطلوب‌
۴) آقای‌ محمود اکبرزاده‌
۵) آقای‌ احمد واعظی‌ (مجری‌ برنامه)
۶) خنده‌ی معظّمٌ‌له و حضّار

8 ژوئن 2016 || نویسنده: رضا ترکی
سفره افطار
با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، بهتر است روزه داران توصیه‌های بهداشتی و تغذیه‌ای متناسب با این ایام را مورد توجه قرار دهند.
 
 پژوهشگران معتقدند رعایت یک رژیم غذایی مناسب در ماه مبارک رمضان می تواند به سلامت بیشتر روزه داران کمک کند.
 
افطار
 
رطب یا خرما + آب: افطار کردن با خرما سنت است و بهتر است تا شام چیز دیگری میل نشود. اما اگر خواستید چیز دیگری مصرف کنید بهتر است از شیرینی جات طبیعی مصرف کنید، مثل عسل به صورت شربت یا انگور و کشمش یا میوه های شیرین دیگر.
 
۱- آبی که هنگام افطار می نوشید بهتر است نه زیاد گرم باشد و نه زیاد سرد باشد (معتدل)
 
۲- سعی شود افطار و شام با هم مصرف نشود حداقل نیم ساعت بعد از افطار شام مصرف شود.
 
۳- در افطار لبنیات مثل (دوغ و ماست) مصرف نشود زیرا بسیار سرد است و برای مغز مضر بوده و چه بسا احساس کسالت به انسان دست دهد.
 
شام
 
۱- حریره بادام با آرد برنج قهوه ای، که با عسل یا شیره ی انگور یا شیره خرما شیرین شده باشد.
 
۲- نان + پنیر +سبزی + مغز گردو + چند عدد خرما یا مقداری انگور رسیده.
 
۳- اکتفا به یک نوع غذای ساده که بخار پز یا آب پز شده باشد. مانند: انواع پلوها و خورش ها.
 
۴- می توان از غذاهای گوشتی یا غذاهای دریایی نیز در وعده شام استفاده کرد اما به مقدار کم (حداکثر ۲بار در هفته )
 
۵- می توان از آش جو با کشک مرغوب استفاده کرد. می توان از انواع سوپها نیز استفاده کرد. برنج به مقدار کم – خوراک عدسی – گوشت و سبزی.
 
سحر
 
۱- بهتر است در سحری از غذاهای گیاهی پخته یا خام استفاده شود. مثلا: سالاد فصل + ۲ قاشق غذا خوری جوانه گندم + لیمو ترش تازه و روغن زیتون و آن را خوب بجوید. سپس می توان مقدار کمی از غذاهای پخته گیاهی مانند پلو و خورشت گیاهی استفاده کرد. به جای گوشت درسحری می توان از قارچ استفاده کرد.
 
۲- مقداری میوه و مغز بادام خام یا مغز گردو و پسته و فندق و تعدادی انجیر خشک خوب جویده شود بعد ۲ لیوان آب خنک نیز میل شود. می توان در سحری چند دانه خرما یا انجیر یا میوه های دیگر نیز تناول کرد.
 
۳- غذاهای حاوی حبوبات، خرما، پنیر، نان گندم سبوسدار ، شیر ، ماست محلی، میوه و سبزیجات ، نیز می‌توان مصرف کرد.
 
توصیه های کلی در مورد شام و سحری
 
۱- در هنگام شام و سحری فقط از یک نوع غذا استفاده شود که شامل سه گروه غذایی باشد و در مصرف چند نوع غذا باهم خودداری شود.
 
۲- سعی شود حتما سحری میل شود، زیرا به فرموده پیامبر (ص) درآن برکت است و نیاز تغذیه ای بدن را در طول روز تامین می کند و از کاهش قند خون و از بی­ حوصلگی و خستگی و کاهش یادگیری جلوگیری می کند.
 
۳- در سحری غذاهای کم حجم مصرف شود، سعی شود غذاهای فیبردار مصرف شود.
 
۴- مصرف سبزیجات و میوه جات هنگام سحری و شام بسیار مناسب است و کمک به دفع سموم می کند و تشنگی در طول روز را کاهش می‌دهد.
 
۵- در شام و سحر سعی شود از آرد سبوسدار استفاده شود.(نانی که با ارد سبوسدار پخت شده باشد مانند نان سنگک)
 
۶- در سحری از مصرف غذاهایی مثل: کوکو سبزی، کوکو سیب زمینی، کتلت، گوشت سرخ کرده، جوجه کباب، ماهی کباب، همچنین غذاهایی که ادویه زیاد دارند خودداری شود، زیرا این غذاها موجب تشنگی می شوند.
 
۷- از مصرف غذاهای شیرین و چرب مثل زولبیا و بامیه در هنگام افطاری خودداری شود.
 
۸- مصرف غذاهای ساندویچی و سس مایونز نیز ضرر دارد و مناسب نیست.
 
۹- جهت احساس تشنگی کمتر می توان در پایان سحری لیموترش استفاده کرد.
 
۱۰- در شام و سحری از مصرف غذاهای سنگین و سرخ کرده پرهیز شود.
 
۱۱- بعد از مصرف سحری بلافاصله نخوابید.
 
۱۲- در هنگام سحری از نوشیدن چای خودداری شود زیرا مدر بوده و دفع آب بدن را زیاد می کند و موجب تشنگی می شود.
8 ژوئن 2016 || نویسنده: رضا ترکی
ماه رمضان
سوال ۶۵۲: دانشجویانی که هر هفته حداقل دو روز برای تحصیل مسافرت می‏کنند و یا کارمندانی که هر هفته برای کارشان سفر می‏کنند، چه حکمی دارند؟ با توجه به اینکه آنها هر هفته مسافرت می‏نمایند، ولی امکان دارد به خاطر تعطیلی دانشگاه یا کارشان به مدت یک ماه در وطن اصلی خود بمانند و در خلال آن مدت مسافرتی نمی‏کنند، آیا بعد از گذشت یک ماه که سفر خود را دوباره آغاز می‏کنند، نمازشان در سفر اول طبق قاعده شکسته و بعد از آن تمام است؟
جواب: در سفر برای تحصیل علم، حکم نماز و روزه مبنی بر احتیاط است(۱). اعم از اینکه سفرشان هفتگی باشد یا روزانه. ولی کسی که برای کار آزاد یا اداری، مسافرت می‏کند، اگر بین وطن یا محل سکونت و محل کارش هر ده روز حداقل یک مرتبه رفت و آمد نماید، باید از سفر سوم به بعد نماز خود را تمام بخواند و روزه او هم صحیح است، و اگر بین دو سفری که برای کار کردن می‏‌رود، ده روز در وطن یا جای دیگری بماند، در سفر اولی که بعد از اقامت ده روزه برای کار کردن می‏رود، نمازش شکسته است و نمی‏‌تواند روزه بگیرد. (۱): افرادی که چنین وضعیتی دارند، با مراعات شرایط می‌توانند به فتوای مجتهد دیگر رجوع کنند و در صورت عدم رجوع، مقتضای احتیاط جمع است.
 
سوال ۶۵۳: دبیر شاغل در شهرستان رفسنجان می‏باشم با توجه به پذیرفته شدن در مرکز عالی ضمن خدمت و مأموریت به تحصیلی آموزش و پرورش، سه روز ابتدای هفته را در شهرستان کرمان اشتغال به تحصیل دارم و بقیه ایّام هفته را در شهرستان خود به خدمت مشغولم، نظر حضرتعالی در مورد احکام نماز و روزه اینجانب چه می‏باشد، آیا حکم دانشجو بودن بر ما جاری است یا خیر؟
جواب: اگر مأمور به تحصیل هستید نماز شما تمام و روزه صحیح است.
 
سوال ۶۵۴: اگر یکی از طلاب علوم دینی قصد داشته باشد تبلیغ را شغل خود قرار دهد، آیا با این فرض می‏تواند در سفر نماز خود را تمام بخواند و روزه هم بگیرد؟ اگر شخصی برای کاری غیر از تبلیغ و ارشاد یا امر به معروف و نهی از منکر مسافرت نماید، نماز و روزه‏اش چه حکمی دارد؟
جواب: اگر عرفاً تبليغ و ارشاد يا امر به معروف و نهى از منکر شغل و کار او محسوب شود، در سفر براى انجام آن کارها حکم مسافرى را دارد که به خاطر شغل و کارش سفر مى‏کند، و اگر زمانى براى کارى غير از ارشاد و تبليغ مسافرت کرد، در آن سفر مانند ساير مسافران نمازش شکسته است و روزه او صحيح نيست.
 
سوال ۶۵۵: کسانی که مدت غیر معیّنی مسافرت می‏کنند مانند طلاب علوم دینی که برای درس خواندن به حوزه علمیه می‏روند و یا کارمندان دولت که برای کار به مدت غیر معیّنی به شهری اعزام می‏شوند، نماز و روزه این افراد چه حکمی دارد؟
جواب: بر محل تحصيل يا کار حکم وطن مترتب نيست، مگر آنکه آنقدر آنجا بمانند که عرفاً وطن آنها محسوب شود.
 
سوال ۶۵۶: طلبه علوم دینی در شهری که وطن او نیست زندگی می‏کند، اگر قبل از قصد اقامه ده روز می‏دانسته و یا قصد داشته که به‌طور هفتگی به مسجدی که بیرون شهر واقع است برود، آیا می‏تواند قصد اقامت ده روز کند یا خیر؟
جواب: هنگام قصد اقامت، قصد رفتن به کمتر از مسافت شرعى به مدت شش، هفت ساعت در مجموع ايام اقامت ضرر به صحّت‏ قصد اقامت نمى‏زند و تشخيص اينکه مقصدى که قصد رفتن به آنجا را دارد، آيا داخل در محل اقامت هست يا خير، موکول به نظر عرف است.
 
منبع: farsi.khamenei.ir 

 

22 آوریل 2016 || نویسنده: رضا ترکی

چگونه ایشان که درد زخم را در نماز احساس نمی کردند متوجه حضور مسکین شده و انگشتر به او دادند؟

انگشتردادن حضرت علي عليه السلام به فقير از امور مسلم و متواتر در تاريخ است كه قرآن هم بر آن تاكيد دارد (1)، در حالي كه داستان بيرون كشيدن تير ازپاي حضرت ظاهرا در منابع معتبر نقل نشده و بيش تر داستاني مشهور محسوب مي شود ، نه يك روايت داراي سند محكم . در كتاب هاي نقل شده هم سندي براي آن ذكر نشده است (2) .
در هر صورت ، بر فرض صحت سند اين نقل و درستي روايتي که مي‌گويد در هنگام نماز تير را از پاي حضرت در آوردند و متوجه نشد، بايد گفت : اين حادثه و اعطاي انگشتر در نماز به فقير هيچ منافاتي با هم ندارند. در هر دو حضور قلب وجود داشته و هر دو عمل عبادت خالصانه محسوب مي گردد ، زيرا :

اوّلاً : شنيدن صداي درخواست كننده و کمک به او، پرداختن به امور غير خدايي نيست. آنچه در نماز مطلوب نيست ،سرگرمي به امور غير خدايي است. از آن جا كه قلب پاک امام علي عليه السلام در برابر اظهار نياز درخواست كنندگان حساس بود ، كم ترين نكته اي دراين خصوص براي ايشان جلب توجه مي نمود .
در واقع حضرت علي عليه السلام با اين کار عبادتي را با عبادت ديگر در آميخت . در حال نماز زکات داد و به فقير انفاق نمود. هر دو کار براي خدا و در راه نزديكي به او بود. اين عمل را قرآن به بهترين وجهي تأييد کرده و ستوده است ؛ اگر اين عمل نشانه غفلت و دوري از ياد خدا بود، قرآن آن را به عنوان يک کار با ارزش تلقي نمي کرد.
دوم : حالات پيامبران، امامان و اولياي خداوند در همه حال و در حال نماز هميشه به يک شكل و يک منوال نيست. گاهي حال متوسطي دارند و با حفظ حضور قلب، به عالم کثرت و مظاهر مادي هم توجّه دارند و از آن ها غافل نيستند . اگر مسئله اي پيش آيد، در صورت لزوم واکنش نشان مي دهند . اعطاي انگشتر به فقير و مستمند توسّط امام علي(ع) در هنگام نماز يکي از نمونه هاي بارز همين حالت است.
نظير اين حالت را از پيامبر گرامي اسلام(ص) و ديگر امامان اهل بيت(ع) هم نقل کرده اند:
شيخ صدوق در علل الشرايع و علامه مجلسي در بحارالأانوار مي نويسند:
در يکي از روزها که پيامبر به نماز اشتغال داشت و اصحاب هم به وي اقتدا کرده بودند، در هنگام نماز، کودکي شروع به گريستن نمود، حضرت نمازش را به سرعت به پايان رسانيد، بعد از نماز علت اين کار را از حضرت جويا شدند، فرمود: «أو ما سمعتم صراخ الصبي؛(3) آيا فرياد بچه را نشنيديد؟!» يعني: نماز را به سرعت به پايان رساندم تا اين که مادر کودک هر چه زودتر به دادش برسد و او را ساکت نمايد.
گاهي هم غرق در عالم ملکوت مي شوند و به جز ذات پاک کبريايي، چيزي نمي بينند و به آن چه در اطراف شان رخ مي دهد، هيچ توجهي ندارند؛ حتي از بدن خود غافل مي شوند. انگار که دستگاه حواس ظاهري آنان در هنگام جذبه عشق و عرفان رباني، از فعاليت خويش باز مي ماند و آن چه را مربوط به بدن شان مي شود، احساس نمي کنند.
شبيه اين، جريان حضرت يعقوب پيامبر است. فرزندش حضرت يوسف(ع) به جفاي برادران در چاه کنعان افتاد، حضرت يعقوب(ع) متوجّة اين امر نشد. بعد از گذشت سال هاي متمادي، حضرت يوسف عزيز مصر شد، برادران نزد يوسف رفتند، و از مصر پيراهن فرزند گمشده يعقوب، يوسف را با خود آوردند، قرآن مي گويد: «فلمّا فصلت العير قال أبوهم اني لأجدُ ريح يوسف؛(4) هنگامي که کاروان فرزندان يعقوب از مصر حرکت کرد، يعقوب که در کنعان بود گفت: من بوي يوسف را استشمام مي کنم».
سعدي شاعر نامدار، اين دو حادثه را با هم مقايسه مي‌کند و مي‌پرسد که چگونه شد. حضرت يعقوب در هنگامي که فرزندش يوسف را در نزديک محل زندگيش در کنعان به درون چاه انداختند، متوجّه نشد، امّا پيراهن يوسف را از مصر استشمام نمود؟!
يکي پرسيد از آن گم گشته فرزند که اي روشن روان پير خردمند
زمصـرش بوي پيـراهن شنيــدي چرا در چاه کنعــانش نديدي؟
سپس خود پاسخ را چنين مي‌دهد:

بگفتا حال ما برق جهان است گهي پيدا و ديگر گه نهان است
گهـــي بر طارم اعلي نشينم گهـــي بر پشت بام خود نبينم(5)

پس حالات روحي و معنوي انبيا و اوليا هم مختلف و متفاوت بوده است. چه بسا حالات حضرت علي در نماز هاي واجب و در خلوت هاي شان با وقتي كه در مسجد و در جمع مردم نماز مستحبي مي خواندند، متفاوت باشد .

 

پي نوشت ها:
1. مائده (5) آيه 55.
2. فيض كاشاني محجه البيضاء، ج 1، ص 397 و 398.
3. مجلسي، بحارالانوار، ج 88، ص 93؛ شيخ صدوق، علل الشرايع، ج 2، ص 40.
4. يوسف (12) آيه 98.
5. کليات سعدي، ص 53.

 

صفحه‌ها